السيد محمد حسين الطهراني

66

معاد شناسى (فارسى)

فناء ذات و فناء صفت است كه از هر دو عالىتر و آخرين مرحله سفر دوّم است . « 1 » و اگر ميخواهى بدين گونه تعبير كن كه : عالم سرّ ، فناء ذات اوست كه آخرِ سفر اوّل و اوّل سفرِ دوّم است و عَالَمِ خفاء مقام فناء در الوهيّت است و عَالَمِ أخفاءِ مقام فناء از هر دو فناء است ؛ پس در اين صورت دائرهء ولايت تمام مىشود ؛ و سفر دوّم به پايان ميرسد ؛ و فناى او منقطع ميگردد ؛ و قدم در سفر سوّم ميگذارد . پس سفر اوّل عبور از عَالَمِ نَاسُوتْ و مَلَكوُتْ و جَبَروُتْ است ، و سفر دوّم عبور از عَالِم لَاهُوت است ؛ امّا سفر سوّم كه سفر از حقّ بسوى خلق است با حقّ ، از سفر دوّم عالىتر است . بدين معنى كه سُكْر و مَحو از بين ميرود ؛ و با وجود فناء در حقّ و فناء در صفات حقّ و فناءِ از فناء ، سالك در مقام افعال سلوك مىكند و با مَحْو تامّ ، باقى به بقاءِ حقّ ميگردد ؛ و تمام عوالم جبروت و ملكوت و ناسوت را به أعيانها و لوازمها مشاهده مىكند ؛ و از معارف ذات و صفات و افعال خبر ميدهد « 2 » در كيفيت اسفار اربعه و حكيم متألّه علّامه ميرزا محمّد حسن نورى فرزند حكيم

--> ( 1 ) حكيم سبزوارى در حاشيهء « أسفار » طبع حروفى ج 1 ، ص 21 فرموده است : « وَ أمّا الفناءُ فله مراتبُ : المَحْوُ وَ الطّمْسُ و الْمَحق . فالمَحو فناءُ أفعالِ العبدِ فى فعلٍ الحقَ تعالى ، و الطَّمسُ فناءُ صفاتِه فى صفَتهِ وَ المَحقُ فناءُ وجودِه فى وجوده » . و بنابراين مراتب فناء را به عكس مرحوم حكيم قمشه اى دانسته است . ( 2 ) « أسفار » طبع حروفى ج 1 ، حاشيه ص 13 به بعد